خرید بک لینک
اين چند روز خيلي ها را ديدم ،كساني كه دلتنگشان بودم ، كساني كه دلم ميخواست يك دل سير برايم حرف بزنند ، با دو نفري كه مدتي بود ازشان دلخور بودم بگو بخند كردم ، دوستان نزديكم را يك به يك از نزديك ديدم ... خوش گذراندم ! خلاصه اينكه ميخواهم بگويم اگر در پي اين گرفتگي گردن و دست دردي كه دارم دكتر يك تومور تشخيص داد خيلي غصه نميخورم ... آرزوهاي من خلاصه شده در آدم هاي اطرافم ، دوست داشتني هايي كه تنها حسرتم ميتواند بيشتر نبودن با آنها باشد! پ.ن: آرزوهاي دور و دراز زياد دارم اما اگر زمان اجازه رسيدن بهشان را ندهد حسرت نميخورم! پ.ن: گرفتگى گردن و كتف كه چيزي نيست ، د

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 18:30

هيتر المنت فريزر سوخته بود، بدون اينكه ما بفهميم دماي فريزر به +٢ رسيده بود امروز وقتي فهميدم كه ميخواستم قرمه سبزى بپزم و بعد دوروز سراغ فريزر رفتم! از چيزى كه ديدم تعريف نميكنم ، از تهوع و تعفن...! اما حالم كه بهتر شد نشستم فكر كردم كه چقدر بد تر از همه اين گوشت هاى خراب شده ، افكار پوسيده ايست كه خيليهامان در سر داريم و بوي تعفنش گاهي از رفتارمان بيرون ميزند ..... و گاهي حتي بخاطر مصلحت سرپوشي رويش ميگذاريم و امان از روزي كه ببينيم روحمان در جوار ناپاكي ها ، كپك زده . . . پ.ن: از تميز كردن آشپزخونه فرارى ام!! پ.ن: پست بدى بود ، دلم ميخواد پاكش كنم اما مقااا

برچسب: دير الزور,دير بالك على امك,ديربورن,ديرما رولر,دير الانبا انطونيوس بكاليفورنيا,دير دبوان,ديرم,ديرين ديرين,ديربون,دير, نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 18:30

قبل تر ها بيشتر كتاب ميخواندم ، همين چند وقت پيش ديدم مدت هاست كتاب درست و حسابي اي جلوي روم باز نشده ! كتاب درسي كه حساب نيست... كتاب توي موبايل هم كه اصلن تر!! اين شد كه رفتم چندتا نمايشنامه و كتاب نصفه خوانده را درآوردم و خواندم :) بعد از "س" جان چندتا كتاب گرفتم و دارم ميخوانم ... گفتم بيايم اينجا پز فرهنگي بودنم را بدهم :)) - تازه سي دي اورجينال هم ميخرم :پي - پ.ن: دلم خيلي يك گروه فرهيخته طور ميخواهد كه نقد هنري بلد باشند... پ.ن: اين روزها كه ميگذرند چقدر به آينده فكر ميكنم! كاش-كي ماشين زمان . . . پ.ن: خرس درونم بيش از حد فعال شده :) پ.ن: ازدواج آقاي مي سي سي پي -فر

برچسب: مي سي سي پي,می سی سی پی,می سی سی پی ویکی,می سی سیپی در آتش,می سی سی پی رود,رود مي سي سي پي,ايالت مي سي سي پي,دانشگاه مي سي سي پي,مار می سی سی پی,ایالت می سی سی پی, نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 18:30

تهران جانگاهي زيادي دلگيري گاهي تر زيادي دور... زيادي دور از دلخوشي هاي كوچك من، لبخندها و آغوش هاي هميشه باز!بااين حال وقتي نيستم، وقتي دورم و بيشتر وقتي دوباره در آغوش خاكستري تو فرو ميروم ، چيزي از تو در خود حس ميكنم شبيه آنچه به آن عشق به وطن ميگويند...وطن شلوغ و آشفته و بي سرو سامان منتهران جان پ.ن: در اولين لحظات بازگشت به تهران پلي ليستم به موزيكي از ياسمين لوي ميرسد، درست شبيه همين مرثيه سرشارم از عشقِ نخواستنيِ تهران... پ.ن: روزي كه مادر تو را زاييد قلبي به تو نداد تا با آن عاشق شوي...-تهران بدون قلب! من عاشقت هستم-

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 18:30

يه بهارايي اون طُوري ميشه ، پرْ خنده و شادي

يه پاييزايي اينطوُري ميشه از اوّل

شكل خرخرْ آدْم خواب و چايْ جوشيده رو كِتري

يه بهارايي تو هستي

يه پاييزايي پيدات ني

چيتو ميشه فصلا عوض ميشه

تو عوض نميشي ؟

هستي غصه دارم

نيستي ام غصه؟

خو اينطور كه من همش پاييزم

يه كار كن بهارُم بياد تو اين خونه...

يه كار كن صبح شه...!

برچسب: پاییز دو چشم تو چه زیباست,شعر پاییز دو چشم تو چه زیباست, نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 18:29

امروز استادم كتابي معرفي كرد كه : بخوانيد خوب است..."تنها دويدن"تنها بودن سخت استتنها غصه خوردن سخت ترتنها موفق شدن حقيقتاً سخت است و تنها ماندن بسيار سخت تنها دويدن اما ...تنها دويدن ، بي هم پا دويدن يعني تنها از پا و نفس افتادن ، تنها به اوج ناتواني خويش اعتراف كردن ، تنها دويدن يعني فرار از تنهايي و در اوج فهميدن اينكه فقط تنهايي برايت باقي مانده...!تنها دويدن شبيه كنار گذاشتن آرزوها براي رسيدن به يك حق طبيعي.تنها كافي بود نام كتاب را بگوييمن مرثيه ام را ميسرودم... حتي اگر نامش مثلن كند و كاو ها و پنداشت ها بود :/دلي كه براي گريستن تنگ است ، دليل ميتراشد...!

برچسب: چه سیبهای قشنگی, نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 18:28

لابد همين هزاره ي قبلي

كسي بيخيال از كنارش گذشته

كه اينهمه يخ زده و سرد است

قطب شمال...

پ.ن: دلم خواست بيام و اينجا بنويسم كه رفتم به آموزشگاه بچه هاى كار و قرار شد باهاشون همكارى كنم... حالم خيلى عجيب بود امروز، وسط اون بچه ها!

پ.ن:خبر خوب كنسلى كلاس فردا آدرنالين خونمو بالا برده و با اينهمه خستگى ، خوابم نميبره...

برچسب: کاغذ نوشته,کاغذ نوشته ها,تعبیر خواب کاغذ نوشته شده,تعبیر خواب کاغذ نوشته,کاغذ دیواری طرح نوشته, نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 18:28

صفحه بندی